واردات ورق استیل به شدت تحت تاثیر مذاکرات

بن‌بست سیاسی واشنگتن و بازتر شدن دست ترامپ در قبال ایران

پیش از انتخابات، تحلیلگران عمدتاً بر این نکته تمرکز داشتند که ترامپ به دلیل نگرانی از پیامدهای انتخاباتی یک جنگ گسترده، از تشدید تنش پرهیز می‌کند.

استیل پارسیان
استیل پارسیان

مقدمه

چکیده: پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای، برخلاف تصور رایج، لزوماً به معنای کاهش فشار بر ایران نیست. آنچه در واشنگتن رخ داده، بیش از آنکه مهار ترامپ باشد، قفل کردن برنامه داخلی او و در همان حال برداشتن یکی از مهم‌ترین قیدوبندهای سیاسی پیش روی او در تصمیم‌گیری درباره ایران است. ترکیب بن‌بست قانونی در کنگره با شکاف درونی کاخ سفید، پرونده ایران را به نقطه‌ای رسانده که تصمیم‌گیری درباره آن بیش از هر زمان دیگری در انحصار شخص رئیس‌جمهور قرار گرفته است.

با بسته شدن حوزه‌های رأی‌گیری در آمریکا، پرسشی که هفته‌ها بر فضای سیاسی واشنگتن سایه انداخته بود، ابعاد تازه‌ای یافته است: آیا ترامپ پس از انتخابات، دست به تشدید عملیات نظامی علیه ایران خواهد زد یا مسیر فشار اقتصادی و دیپلماسی را ادامه می‌دهد؟ آنچه این تصمیم را از همیشه دشوارتر می‌کند، نه فقط پیچیدگی خود پرونده ایران، بلکه معماری سیاسی جدیدی است که پس از انتخابات در واشنگتن شکل گرفته است.

 

استنلس استیل

 

پیش از انتخابات، تحلیلگران عمدتاً بر این نکته تمرکز داشتند که ترامپ به دلیل نگرانی از پیامدهای انتخاباتی یک جنگ گسترده، از تشدید تنش پرهیز می‌کند. گزارش‌ها حاکی از آن بود که رهبران جمهوری‌خواه نیز نسبت به تأثیر منفی درگیری نظامی بر موقعیت انتخاباتی حزب نگران بودند و به همین دلیل با گزینه نظامی مخالفت می‌کردند . اما با پایان یافتن انتخابات، این محدودیت اصلی از میان برداشته شده است. منابع نزدیک به کاخ سفید تأکید می‌کنند که ترامپ اکنون با فشار سیاسی کمتری برای پرهیز از اقدام نظامی مواجه است . به بیان دیگر، انتخابات نه ترامپ را مهار کرد، بلکه یکی از مهم‌ترین دست‌بندهای او را باز کرد.

در همان حال، کنترل دموکرات‌ها بر کنگره، اگرچه فضای نظارت و موانع قانونی را برای برنامه داخلی ترامپ تشدید می‌کند، در حوزه سیاست خارجی و به‌ویژه پرونده ایران، اثر معکوس دارد. کنگره‌ای که در اختیار دموکرات‌هاست، نه تنها مانع جدی برای اقدام نظامی رئیس‌جمهور ایجاد نمی‌کند، بلکه با تمرکز بر تحقیقات و استیضاح احتمالی، ترامپ را به سمت حوزه‌هایی سوق می‌دهد که در آن‌ها آزادی عمل بیشتری دارد. سیاست خارجی و فرماندهی نیروهای مسلح، دقیقاً همان قلمروهایی هستند که در آن‌ها رئیس‌جمهور آمریکا کمترین وابستگی را به کنگره دارد.

آنچه این تصویر را پیچیده‌تر می‌کند، شکاف عمیق درون دولت ترامپ است. دو جناح مشخص در کاخ سفید درباره ایران رویاروی یکدیگر قرار گرفته‌اند. جناح نخست به رهبری جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، بر این باور است که هنوز فرصت برای یک تلاش دیپلماتیک نهایی وجود دارد و تکرار درگیری نظامی می‌تواند به میراث سیاسی ترامپ آسیب بزند . ونس نگران است که جنگ گسترده نه تنها اهداف آمریکا را محقق نکند، بلکه جمهوری‌خواهان را در انتخابات‌های آینده نیز تضعیف کند. در مقابل، جناح تندرو به رهبری پیت هگست، وزیر دفاع، معتقد است که عملیات نظامی گسترده می‌تواند راه‌حل نهایی باشد. پنتاگون مجموعه‌ای از گزینه‌های نظامی را به ترامپ ارائه کرده که هدف آن‌ها، برخلاف عملیات پیشین، نه افزایش فشار بلکه از بین بردن توان نظامی و اقتصادی ایران توصیف شده است .

ترامپ خود در این میانه، سیاستی متناقض را دنبال می‌کند. او در مصاحبه با فایننشال تایمز گفت که آمریکا «هیچ برنامه فوری برای حمله به ایران ندارد» و وضعیت کنونی را «درخشان» توصیف کرد، اما همزمان تأکید کرد که اگر لازم باشد، «کاملاً مسلح و آماده» است . او در گفت‌وگو با آکسیوس نیز اعلام کرد که برای ازسرگیری درگیری‌ها «عجله‌ای ندارد» و افزود: «به هر طریقی، ما کاری خواهیم کرد، اما عجله‌ای نیست. ما آن‌ها را از نظر مالی فلج کردیم» . این زبان دوگانه، نشانه‌ای از یک محاسبه سیاسی است: ترامپ می‌خواهد گزینه نظامی را روی میز نگه دارد، بدون آنکه هزینه سیاسی آن را بپردازد.

با این حال، آنچه ترامپ در ظاهر می‌گوید، با آنچه در میدان رخ می‌دهد کاملاً هم‌خوان نیست. وال‌استریت ژورنال گزارش داد که نیروهای آمریکایی به اهدافی در جزیره قشم در تنگه هرمز حمله کرده‌اند؛ اهدافی که به گفته مقامات آمریکایی، «اقدامات دفاعی» برای حفاظت از دارایی‌های نظامی آمریکا در منطقه بوده است . این عملیات محدود، در سایه اظهارات دیپلماتیک ترامپ ادامه دارد و نشان می‌دهد که واشنگتن همزمان دو مسیر را پیش می‌برد: مذاکره غیرمستقیم درباره ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران، و حفظ فشار نظامی در سطوح پایین.

 

استنلس استیل در ایران

 

اسرائیل نیز عاملی است که این معادله را پیچیده‌تر می‌کند. بنیامین نتانیاهو در تماسی تلفنی با ترامپ، خواستار حمله فوری پس از انتخابات میان‌دوره‌ای شد، در حالی که ترامپ ترجیح می‌داد به دیپلماسی فرصت بیشتری بدهد . نتانیاهو و هگست در یک جبهه قرار گرفته‌اند و استدلال می‌کنند که نمی‌توان به ایران برای دستیابی به توافق یا پایبندی به آن اعتماد کرد . این فشار بیرونی، در ترکیب با آزادی عمل جدید ترامپ پس از انتخابات، خطر تشدید نظامی را در هفته‌های آینده افزایش می‌دهد.

در نهایت، آنچه پس از انتخابات آشکار شده این واقعیت است که پرونده ایران در واشنگتن به یک تصمیم شخصی تبدیل شده است. کنگره‌ای که در اختیار دموکرات‌هاست، نه توانایی متوقف کردن رئیس‌جمهور در اقدام نظامی را دارد و نه انگیزه‌ای برای انجام این کار، زیرا تمرکز آن بر تحقیقات داخلی و موانع قانونی است. درون کاخ سفید نیز، ترامپ میان توصیه‌های متضاد ونس و هگست حرکت می‌کند. آنچه تعیین‌کننده خواهد بود، نه نهادها یا روندهای سیاسی، بلکه محاسبه شخصی ترامپ از هزینه‌ها و منافع هر گزینه است—محاسبه‌ای که پس از انتخابات، با برداشته شدن بار ملاحظات انتخاباتی، آزادتر از همیشه انجام می‌شود.


امتیاز شما به این مطلب چقدر است؟


ارسال نظر درباره این موضوع

Loading...
تماس بگیرید